تبلیغات
گنجینه تلاوت الزّجاجة

دریافت کد حدیث تصادفی

تصویر ثابت

گنجینه تلاوت الزّجاجة
 


تلاوتهای جدید"تلاوتهای استاد محمود شحات در جمع مسلمانان فرانسه2012/08"
IMG4UP
سور آل عمران، زلزال، کافرون   سور الانعام والأعلی والفاتحه و أول سوره البقره    سور یوسف والشمس    سورالنجم والقمر والضحی وقریش    سورة الحشر والقیامه والنازعات والشمس  سور  التحریم والشمس والكوثر سور ابراهیم، بلد،شمس     منبع: منتدی العائلة الشحاتیة
نویسندگان
نظر سنجی
كدام بخش این درگاه نظر شما را بیشتر جلب كرده است؟








صفحات جانبی
اوقات شرعی
تلاوتهای ترتیل


نرنیل استاد خلیل الحصری

- روش حفض از عاصم
- روش ورش از نافع


ترتیل استاد محمّد صدیق منشاوی

- روش حفض از عاصم
- ترتیل معلم


ترتیل استاد عبدالباسط عبدالصمد

- روش حفض از عاصم
- روش ورش از نافع


ترتیل استاد محمود علی البنا

- روش حفض از عاصم


ترتیل استاد شحات محمد انور

- روش حفض از عاصم


ترتیل استاد احمد احمد نعینع

- روش حفض از عاصم


ترتیل استاد محمد جبریل

- روش حفض از عاصم


ترتیل استاد محمد رضا پورزرگری

- روش حفض از عاصم


ترتیل استاد شهریار پرهیزگار

- روش حفض از عاصم


ترتیل استاد مشاری العفاسی

- روش حفض از عاصم
-روش دوری از کسائی


ترتیل استاد ماهر المعیقلی

- روش حفض از عاصم
- ترتیل معلم
رتبه سایت
   

گر من از باغ تو  یك خوشه بچینم چه شود؟   پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود؟  یا رب اندر كنف سایه آن سرو بلند   گر من سوخته یك دم بنشینم چه شود؟   تو چو خورشید درخشان به همه كون و مكان   گر بود نام تو بر لعل نگینم چه شود؟   آخر ای خسرو خوبان سلیمان آسا   گر نمایی نظری بر من مسكین چه شود؟ *****تا كی همه اوصاف تو شنیدن   در كوی تو سر گشته و روی تو ندیدن   گو بهتر از این چیست تجارت به دو عالم   سرمایه خود دادن و مهر تو خریدن   شد دل آسوده كه در دام تو افتاد   دیگر نكند میل از این دام رهیدن   شد دایرهی كون و مكانم قفس جان   یا رب مددی كز قفسم باز پریدن   ما را همه شب تا به سحر فكر محال است   آن فكر چه باشد به وصال تو رسیدن   یا للعجب از من كه نگارم به كنارم   اندر طلبش باز به هر سوی دویدن*****


دعای امام زمان(ع)

اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ

خدایا روزى ما كن توفیق اطاعت و دورى از گناه

وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفانَ الْحُرْمَةِ وَ اَكْرِمْنا بِالْهُدى وَالاِْسْتِقامَةِ وَسَدِّدْ

و صدق و صفاى در نیت و شناختن آنچه حرمتش لازم است و گرامى دار ما را به وسیله هدایت شدن و استقامت و استوار كن

اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَالْحِكْمَةِ وَامْلاَْ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَالْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ

زبان‌هاى ما را به درستگویى و حكمت و لبریز كن دل‌هاى ما را از دانش و معرفت و پاك كن

بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ وَاكْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّلْمِ وَالسَّرِقَةِ

اندرون ما را از غذاهاى حرام و شبهه ناك و بازدار دست‌هاى ما را از ستم و دزدى

وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَالْخِیانَةِ وَاسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ

و بپوشان چشمان ما را از هرزگى و خیانت و ببند گوش‌هاى ما را از شنیدن سخنان بیهوده

وَالْغیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلى عُلَماَّئِنا بِالزُّهْدِ وَالنَّصیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمینَ

و غیبت و تفضل فرما بر علماى ما به پارسایى و خیرخواهى كردن و بر دانش آموزان

بِالْجُهْدِ وَالرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعینَ بِالاِْتِّباعِ وَالْمَوْعِظَةِ وَ عَلى

به كوشش داشتن و شوق و بر شنوندگان به پیروى كردن و پند گرفتن و بر

مَرْضَى الْمُسْلِمینَ بِالشِّفاَّءِ وَالرّاحَةِ وَ عَلى مَوْتاهُمْ بِالرَّاْفَةِ

بیماران مسلمان به بهبودى یافتن و آسودگى و بر مردگان آنها به عطوفت

وَالرَّحْمَةِ وَ عَلى مَشایِخِنا بِالْوَقارِ وَالسَّكینَةِ وَ عَلَى الشَّبابِ

و مهربانى كردن و بر پیرانمان به وقار و سنگینى و بر جوانان

بِالاِْنابَةِ وَالتَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّساَّءِ بِالْحَیاَّءِ وَالْعِفَّةِ وَ عَلَى الاْغْنِیاَّءِ

به بازگشت و توبه و بر زنان به شرم و عفت و بر توانگران

بِالتَّواضُعِ وَالسَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَراَّءِ بِالصَّبْرِ وَالْقَناعَةِ وَ عَلَى الْغُزاةِ

به فروتنى و بخشش كردن و بر مستمندان به شكیبایى و قناعت و بر پیكار كنندگان

بِالنَّصْرِ وَالْغَلَبَةِ وَ عَلَى الاُْسَراَّءِ بِالْخَلاصِ وَالرّاحَةِ وَ عَلَى الاُْمَراَّءِ

به یارى و پیروزى و بر اسیران به رهایى یافتن و آسودگى و بر زمامداران

بِالْعَدْلِ وَالشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالاِْنْصافِ وَ حُسْنِ السّیرَةِ وَ بارِكْ

به عدالت داشتن و دلسوزى و بر ملت به انصاف و خوش رفتارى و بركت ده

لِلْحُجّاجِ وَالزُّوّارِ فِى الزّادِ وَالنَّفَقَةِ وَاقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ

براى حاجیان و زائران در توشه و خرجى و به انجام رسان آنچه را بر ایشان واجب كردى از

الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ بِفَضْلِكَ وَ رَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .

اعمال حج و عمره به وسیله فضل و رحمت خودت اى مهربان‌ترین مهربانان .

 

پیامبر اكرم(ص) : مردمی از مشرق قیام می كنند و زمینه حكومت مهدی را فراهم می آورند. "كنزالعمال،ح38657

 

    


مقالات مهدویت:


امام مهدی (عج) کیست؟

پدرش امام حسن فرزند علی ، فرزند محمد ، فرزند موسی ، فرزند جعفر ، فرزند محمد ، فرزند علی ، فرزند حسین ، فرزند علی بن ابیطالب (درود خداوند بر تمامی آنان باد) بود و مادرش کنیزی ترک و از سلاله پاکی بود که با اوصیای عیسی بن مریم پیوند می یافت . نام این کنیز ، نرجس یا صیقل بود . او پیش از ازدواج با امام حسن (ع) در کشور خود ، به خاطر خوابی که دیده بود ، اسلام آورد و هنگامی که طلایه داران سپاه اسلام به دیارش هجوم بردند خود را تسلیم آنان کرد تا تقدیر ، او را به خانه امام عسکری بیاورد و مادر حجت خدا گردد .

میلاد امام مهدی
در شب نیمه شعبان سال 255 و یا 256 هجری و در شهر سامراء پایتخت خلافت در روزگار معتصم عباسی ، امام مهدی چشم به جهان گشود .
ولادت او را شواهدی بود که نشان می داد خداوند برای این نوزاد با سعادت چه اثری بر زندگی بشر مقدر نموده است .
اجازه دهید با هم به سخنان حکیمه دختر امام جواد و عمه امام حسن گوش فرا دهیم و ماجرا ولادت آن حضرت را از زبان او بشنویم :
امام حسن عسکری مرا خواست و گفت :
حکیمه ! امشب نزد ما افطار کن . امشب نیمه شعبان است و خداوند تبارک و تعالی حجت را در این شب آشکار فرماید . او حجت خدا بر زمین است .
حکمیه گوید : پرسیدم مادر این نوزاد کیست؟ فرمود : نرجس .
گفتم : فدایت گردم! نشانی از حمل ، در نرجس نمی بینم . فرمود: همین است که با تو گفتم .
حکیمه گوید : به خانه آن حضرت آمده ، سلام دادم و نشستم . نرجس آمد ، کفش از پای من درآورد و گفت : ای بانوی من و بانوی خانواده ام امشب چگونه ام؟ به او گفتم : تو بانوی من و بانوی خانواده منی . گفت : چنین نیست . سپس گفت : عمه چه شده است؟ به او گفتم : خداوند متعال امشب تو را فرزندی عطا خواهد کرد که در دنیا و آخرت سرور است ...
حکیمه گوید : نرجس ، از شنیدن این سخن خجل شد و شرم کرد . چون نماز شام را گزاردم ، افطار کردم به بستر رفته ، خوابیدم . نیمه شب برای خواندن نماز شب از جا برخاستم . نرجس خفته بود و نشانی از وضع حمل نداشت . نمازگزاردم و به تعقیبات نماز پرداختم و آنگاه دوباره خوابیدم . پس از لحظه ای مضطرب برخاستم و او را دیدم که خوابیده ، سپس برخاست و نماز گزارد و خوابید . حکیمه گوید ؛ برای آنکه ببینم سپیده دمیده یا نه ، بیرون آمدم . دیدم که هنوز فجر اول است . نرجس خفته بود . درباره سخن امام حسن (ع) دچار تردید شدم که ناگاه

حضرت از جایی که نشسته بود با صدای بلند به من بانگ زد : «عمه شتاب مکن! هنگام وعده نزدیک است». حکیمه گوید : نشستم و سوره های «سجده» و «یاسین» را قرائت کردم . در این حال بودم که ناگهان نرجس مضطرب از خواب بیدار شد . به طرف او جستم و نام خدا را بر او بردم و آنگاه پرسیدم : آیا چیزی احساس می کنی؟ گفت : آری عمه . گفتم : روح و قلب خود را قوی نگه دار . این همان چیزی است که با تو گفته بودم . مرا سستی فرا گرفت و او را زایمان . ناگهان متوجه صدای سرورم امام زمان شدم . پرده از نرجس برداشتم . دیدم نوزاد به دنیا آمده و سجده گاههای خویش را بر زمین نهاده و در حال سجده است . او را در آغوش گرفتم . دیدم (بر خلاف سایر نوزادان) تمیز و پاکیزه است .
در این هنگام امام عسکری مرا بانگ زد : عمه!‌ پسرم را نزد من بیاور . او را خدمت امام (ع) بردم . امام با دست ، زیر رانها و پشت بچه را گرفت و پاهای او را روی سینه خود گذارد و سپس زبان در دهانش گردانید و دست بر چشمان و مفصلهای بدن نوزاد کشید . (کمال الدین- صدوق، ج 2، ص 99)
پس از ولایت این کودک ، امام حسن عسکری آداب و رسوم تولد را به تفصیلی که در زیر می آید به اجرا گذارد .
ده هزار رطل نان (رطل واحد وزن و تقریبا برابر با 84 مثقال است) و ده هزار رطل گوشت برای او صدقه داد و سیصد گوسفند نیز به خاطر او عقیقه کرد و از روز تولد نوزاد آنها را برای بنی هاشم و شیعیان فرستاد . سپس یاران خاص خویش را از ولادت فرزندش و اینکه او پس از ایشان امامت را عهده دار است ، آگهی داد و آنان را فرمود تا این خبر را در میان خود مخفی نگه دارند . از محمد بن حسن بن اسحاق قمی نقل است که گفت : چون امام زمان به دنیا آمد ، مولای ما امام عسکری نامه ای به جدم احمد بن اسحاق نوشت که در آن به خط خویش که بدان نامه های خود را صادر می فرمود ، نگاشته بود :
«نوزاد به دنیا آمد . باید این خبر پیش تو پنهان بماند و دیگر مردمان از آن اطلاعی نداشته باشند . ما کسی را از خبر ولادت او آگاه نمی کنیم مگر خویشاوند نزدیک را به خاطر خویشاوندی ، و دوست را به خاطر ولایتش . دوست داشتیم این خبر را نیز به تو اعلام کنیم تا خداوند همچنانکه ما را بدان مسرور ساخت ، تو را نیز از شنیدن آن شاد و خوشحال سازد . والسلام».(کمال الدین – صدوق، ص 158-138)
از ابراهیم ، صحابی امام حسن عسکری نقل است که گفت :
«مولایم امام عسکری (ع) چهار قوچ برایم فرستاد و نامه ای نیز به من نوشت (بدین مضمون) .
بسم الله الرحمن الرحیم . این قوچها به خاطر (ولادت) فرزندم محمد المهدی است . از آنها با لذت بخور و هر که از شیعیان ما را دیدی بدو نیز بخوران» (بحارالانوار، ج 51 ، ص 2-3)

پنهان بودن میلاد حجت الله
ولادت امام زمان (ع) بدین گونه انجام پذیرفت و به خاطر شرایط سیاسی آن دوران در زیر پرده کتمان پوشیده ماند . امام حسن عسکری (ع) تولد فرزند خودش را جز با اصحاب خاص خود در میان ننهاد . در روایتی از کتاب غیبت ، از عده ای از اصحاب امام عسکری نقل شده است که گفتند :
«نزد امام عسکری (ع) گرد آمده بودیم و از وی درباره حجت و پیشوای پس از او پرسش می کردیم . در مجلس او چهل مرد حضور داشتند . عثمان بن سعید بن عمر عمری در برابر آن حضرت برپا خاست و گفت : فرزند رسول خدا ! می خواهم درباره مطلبی از شما سوال کنم که خود بدان داناتر از منی . امام به او فرمود : بنشین عثمان! عثمان ناراحت و خشمگین برخاست تا خارج شود . اما آن حضرت فرمود : کسی بیرون نرود . هیچ کدام از ما بیرون نرفتیم . تا پس از ساعتی که امام ، عثمان را با صدای رسا ندا داد . عثمان روی پاهایش برخاست . امام فرمود : آیا شما را به خاطر مطلبی که آمده اید ، آگهی دهم؟ همه گفتند : آری ای فرزند رسول خدا! فرمود : شما آمده اید تا درباره حجت پس از من سوال کنید :
همه گفتند : آری. ناگهان پسری را دیدیم مثل پاره ماه ، شبیه تر از هر کسی به امام عسکری! فرمود : این پس از من پیشوای شماست جانشین من بر شما . او را فرمان برید و پس از من به تفرقه دچار نشوید که در دین خویش به هلاکت افتید . بدانید که شما پس از این روز او را نخواهید دید تا عمرش کامل گردد . از عثمان بن سعید آنچه را می گوید بپذیرید و فرمان او را اطاعت کنید که او جانشین امام شماست و کار به دست اوست».( اثبات الهداه- حر عاملی، ج 7، ص 52)

دوره امامت ، چگونه آغاز شد؟

خلفای عباسی بنابر عادت معمول خویش ، هرگاه فرصتی برای کشتن اولیاء الله می یافتند ، فورا آنها را به زهر از پای در می آورند .
معتصم نیز ، امام حسن عسکری (ع) را به زهر شهید کرد و سپس درصدد یافتن فرزند آن حضرت برآمد تا او را نیز از میان بردارد و به خیال خویش دنباله امامت را نیست و نابود گرداند .
معتصم عده ای را به خانه امام فرستاد تا هر که و هر چه در آنجاست توقیف کنند . بهتر است خبر این ماجرا را از زبان احمد بن عبد الله بن یحیی بن خاقان پسر وزیر معتصم بشویم . او در این باره می گوید :
چون امام حسن عسکری بیمار شد . پدرم به من پیغام داد که امام بیمار شده . آنگاه خود همان لحظه سوار شد و به دارالخلافه رفت و سپس با پنج نفر از خادمان امیرالمومنین معتصم شتابان بازگشت . همه آنان از افراد مورد وثوق و خواص خلیفه بودند . یکی از آنها هم «نحریر» بود. پدرم به آنها دستور داده بود در خانه حسن بن علی باشند و اوضاع و احوال او را زیر نظر بگیرند . همچنین در پی عده ای از پزشکان فرستاده بود و به آنان دستور داده بود که در خانه امام حسن عسکری رفت و آمد کنند و هر بام و شام از او پرستاری و مراقبت کنند .
چون دو روز از این ماجرا گذشت ، کسی نزد پدرم آمد و به وی خبر داد که آن حضرت بیماری اش شدت یافته و ضعیف شده است . پدرم سوار شد و به خانه آن حضرت رفت و به پزشکان دستور داد بخوبی حال آن حضرت را تحت نظر بگیرند . همچنین در پی قاضی القضات فرستاد و به او دستور داد که پیش او بیاید و ده تن از کسانی را که به دین و امانتداری و پرهیزگاری آنان مطمئن است ، انتخاب کند و با خود بیاورد . آنگاه تمام آنها را به خانه امام حسن فرستاد و به ایشان تکلیف کرد که شبانه روز همانجا بمانند . آنها در آنجا بودند تا آنکه امام حسن عسکری (ع) در گذشت . با رحلت او سامراء یکصدا ناله برمی آورد که ابن الرضا از دنیا رفت .
خلیفه عده ای را به خانه آن حضرت فرستاد تا خانه و اتاقها را بازرسی کنند و هر آنچه در خانه است مهر و موم نمایند و نشان فرزند آن حضرت را بجویند . همچنین زنانی آوردند که از حمل و آثار آن آگاه بودند . زنان پیش کنیزهای امام رفته ، یکایک آنها را معاینه کردند . یکی از این زنان ادعا کرد که در میان این کنیزها ، کنیزی است که نشانه حمل با خود دارد .
از این رو دستور دادند آن کنیز را در اتاقی نگه دارند . نحریر و یارانش و نیز زنانی که با او بودند ، مامور مراقبت از این اتاق شدند .
سپس احمد بن عبدالله در ادامه گفتار خویش می گوید :
مامورینی که گمان می کردند آن کنیز باردار است و از او مراقبت می کردند ، دو سال و اندی وی را زیر نظر داشتند تا آنکه به اشتباه خود پی بردند . سپس میراث امام حسن میان مادر و برادرش جعفر ، تقسیم شد و مادرش ادعا کرد وصی او است و این امر نزد قاضی ثابت شد .
سپس وی ماجرای مخالفت جعفر با وصایا را نقل کرده تا آنجا که می گوید :
بیرون آمدیم ، وضع بر همین منوال بود ، و خلیفه امروز در پی جستن نشانی از فرزند امام حسن (ع) است .( کمال الدین- صدوق ، ج 1 ، ص 125)
بدین گونه قدرت جاهلی و استکباری می کوشید ، ریشه های امامت را از بیخ برکند و حرکت اصیل مکتبی را دستخوش نابودی سازد . اما به مقصود خود نایل نیامدند که دست خداوند بر فراز دستان آنها بود .
« خواهند پرتو خدا را با دهانهای خویش فرونشانند اما خداوند چنین نخواهد مگر آنکه پرتو خویش را به انجام رساند ، هر چند که کافران تا خوش دارند» (سوره توبه، آیه 32)
امام حجت (ع) عمویی داشت ، که نامش جعفر بود . او ادعا می کرد که امامت پس از برادرش امام حسن عسکری (ع) حق اوست . بنابر همین ادعای باطل او مردم را به خود می خواند .
جعفر که خود می دانست از شایستگی های کافی برای امامت بهره ای ندارد و به خوبی آگاهی داشت که امت ، پیشوایی او را به رسمیت نمی شناسد نزد عبدالله بن یحیی بن خاقان ، وزیر خلیفه وقت عباسی رفت ، و کوشید از کمکهای او برخوردار شود . پسر این وزیر ماجرای این برخورد را چنین بازگو می کند :
پس از تقسیم میراث ، جعفر نزد پدرم آمد و بدو گفت : حقوق پدرم را برای من نیز مقرر دار و هر سال 20 هزار دینار به من انعام بده .
پدرم او را از این خواسته نهی کرد و بدو گفت : احمق! خلیفه ، در مورد کسانی که ادعا می کنند پدر و برادر امامند ، شمشیر خویش را آخته و تازیانه اش را بالا برده تا آنان را از این باور بازگرداند . اما این امکان برای خلیفه فراهم نشد تا آنان را از این اعتقاد درباره پدر و برادر تو منصرف سازد . پس اگر تو پیش پیروان پدر و برادرت امام بودی چه نیازی به خلیفه داشتی که حقوق آنها را برای تو قرار دهد؟ و اگر پیش اینان چنین جایگاهی نداری ، در نزد ما هم بدان حقوق دست نخواهی یافت .
دیری نپایید که جعفر از این ادعای دروغ خود دست برداشت و به راه صواب بازگشت و امامت حضرت حجت (ع) را پذیرفت . از این رو پیش شیعیان که او را جعفر کذاب نامیده بودند ، ملقب به «جعفر تواب» شد .

امام مهدی (عج) در کتابهای آسمانی

با اینکه کتابهای فعلی آسمانی از تحریف در امام نمانده اند ، در آنها به پاره ای از حقایق بر می خوریم که اگر چه به تنهایی برای اثبات این واقعیت مفید واقع نمی شوند ، اما می توانند برای احتجاج با کسانی که به همان آیین مومن هستند موثر باشند آنچه در سطور بعد می آید قسمتهایی از کتابهای آسمانی درباره امام مهدی (ع) است :
1. «صدیقان زمین را تا ابد وارث گردند» (کتاب مزامیر ، مزمور سی وهفتم)
بعلاوه این کتابها جزئیات بسیاری را درباره اوضاع آخرالزمان در بردارند که موید مطالبی هستند که در احادیث مسلمانان یاد شده است . سپس می گوید : «اما اشرار همگی نابود می شوند».
2. «وای بر امت خطاکار ، مردم گرانبار گنهکار ، تبار بدکنندگان ، فرزندان مفسدان ، پروردگار را وانهادند ...».
تا آنجا که می گوید: « ... سرزمین شما را غریبان پیشاروی شما می خوردند و آن همچون واژگونی بیگانگان ویران گردیده است . پس از این به یار عدل و شهر امن مسمی خواهید شد». (کتاب اشعیاء ، اصحاح اول)
3. پس پرچمی برای امتهای بعید بر افرازد . برای آنها از نقطه دور دست زمین بانگ می زند . آنها ناگهان با عجله می آیند در حالی که میانشان نه وامانده ای است و نه افتاده ای». (اصحاح پنجم)
«تا آنکه شهرها ویران و بی سکنه و خانه ها بی مردم شوند . زمین ویران و خراب گردد و خداوند انسانها را دور گرداند و خرابی در زمین فزونی می گیرد و اگر در آن زندگی باقی می ماند ، پس آن نیز ویران می شود و مثل چنار و بلوط که چون بریده شوند ، کنده آنها باقی می ماند ، کنده آن ذریت مقدس خواهد بود». (کتاب اشعیاء، اصحاح ششم)
4. خدای آسمان مملکتی را بر پای می دارد که هرگز منقرض نمی شود و پادشاهی آن به مردم دیگر واگذار نمی شود . تمام این ممالک نیست و نابود می شوند اما این مملکت تا ابد پابرجا می ماند». « ... خوشا آنکه منتظر ماند». (کتاب حجار- اصحاح دوم)
5. «پروردگار سپاهیان گفت . این بار پس از اندکی آسمانها و زمین و دریا و خشکی را می گردانم و تمام امتها را به لرزه در می آورم و پس از آن تمام امتها می آیند و این خانه را پر می کنند». (کتاب حجی ، اصحاح دوم)
 6. «در تمام زمین پروردگار می فرماید : دو سوم نابود می شوند و می میرند و یک سوم در زمین می مانند . یک سوم را وارد آتش کنم و چون گداختن و پاک شدن نقره ، پاکشان کنم و آنها را مثل زر مصفایشان سازم . او اسم مرا می خواند و من پاسخش می گویم . گویم او قوم من است و او گوید : پروردگار معبود من است». (کتاب زکریا ، اصحاح سیزدهم) (توضیح اینکه در بسیاری از احادیث اهل بیت آمده است که دو سوم زمینیان می میرند و یک سوم دیگر باقی می مانند و سخت پاک و خالص می شوند.) 7. «یسوع ، همینکه از پیش شما به سوی آسمان صعود کرد ، به سوی شما باز خواهد گشت ، همان گونه که دیدید به آسمان روانه شد». (کتاب اعمال رسولان ، انجیل ، اصحاح اول) (توضیح اینکه روایات دینی ما که از رجوع عیسی (ع) با مهدی سخن می گویند کاملا شبیه آنچه در این کتاب آمده ، است)
8. «و چنانچه رفتم و برای شما جایگاهی مهیا ساختم دوباره باز می گردم». (انجیل یوحنا ، اصحاح چهاردهم)
9. «چون او پس از اندک زمانی بر می گردد و تاخیر نخواهد کرد». (اصحاح دهم از نامه ای که خطاب به عبرانیان بوده است)
10. «خداوند نشسته است تا ابدالآباد و تخت خویش را برای داوری برپا داشته است و او ربع مسکون را به عدالت داوری خواهد کرد و امتها را به راستی داد خواهد داد» سپس می گوید :
«و آن که نزد شماست به چنگ آویزید تا بیاید آن که غلبه می کند و اعمال مرا تا پایان محافظت می نماید . پس بدو قدرتی بر امتها عطا خواهم کرد و او آن را به میله ای آهنین پاس خواهد داشت ، همچنان کاسه ای از سفال را خواهد شکست و بدو ستاره صبح را عطا خواهم کرد ، هر که را گوش است باید آنچه را که روح به کینه ها می گوید ، بشنود».
11. «اما کسی به آن روز و آن ساعت علم ندارد». (انجیل متی ، اصحاح بیست و چهارم)
اما زرتشتیان آنان نیز معتقد به رجوع انسانی به نام «بهرام» هستند . معنی بهرام نیز با مهدی تفاوت چندانی ندارد .
برهمایی ها هم بنابر ادعای خود معتقد به ظهور «کریشنا» هستند . شواهد و دلایل بسیاری در دست است ، مبنی بر آنکه عده ای از پیامبران و صالحان با امام مهدی (ع) همراهند تا حق را بر تمام زمین آشکار کنند و چه بسا بهرام و کریشنا هم در زمره همین صالحان باشند که ما نام آنها را نمی دانیم .
ظهور امام زمان در نزد ائمه (ع) «قیامت صغری» قلمداد می گردد چون از هر امت ، شاهدی برانگیخته می شود .

قیام مهدی (عج) در قرآن

در قرآن آیات متعددی وجود دارد كه براساس روایات بسیاری كه از امامان (ع) به دست ما رسیده ، تأویل آن آیات ، یعنی معنی باطنی آن آیات به حكومت جهانی حضرت مهدی (ع) اشاره می كند ، مانند : آیات 5 و 6 سوره قصص، 56 سوره نور ، 105 انبیاء ، 33 توبه ، و 9 صف .
به عنوان نمونه در آیه 5 سوره قصص می خوانیم :
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین.
‹‹ما بر این اراده كردیم كه به مستضعفان نعمت فراوان بخشیم و آنها را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.››
ظاهر این آیه مربوط به حضرت موسی و فرعونیان است ، ولی معنی باطنی آیه ، اشاره به حكومت حضرت مهدی (ع) است .
امیر مومنان علی (ع) فرمود : ‹‹منظور از مستضعفان در این آیه كه خداوند آنها را رهبران مردم قرار می دهد ما خاندان هستیم ، خداوند مهدی این خاندان را می فرستد ، و آنها را عزت می دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار خواهد كرد.››
در نهج البلاغه ، نیز به این مطلب اشاره شده است ، آنجا كه امیر مومنان علی (ع) فرمود :
لتعطفن الدنیا علینا بعد شما سها عطف الضروس علی ولدها :
‹‹دنیا پس از چموشی ، همچون شتری كه از دادن شیر به دوشنده اش خودداری می كند و آن را برای بچه اش نگه می دارد ، به ما روی می آورد.›› سپس آیه مذكور را خواند .

منبع: عاشورا

[ چهارشنبه 15 تیر 1390 ] [ 03:46 ب.ظ ] [ فرزاد زاهدی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


أَعوذُ باللهِ منَ الشیطان الرَّجیم
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
أللهُ نورُ السم‍‍‍‍اواتِ وَالأَرضِ مثلُ نورِه كمشكاةٍفیهامصباحٌ المصباحُ فی زُجاجةٍ الزَّ جاجةُ كأَنهاكوكبٌ دُرِّیٌّ یوقدُ من شجرَةٍ مبارَكةٍ زَیتونةٍ لاشرقِیةٍ وَلاغربیةٍ یكادُزَیتهایضیءُ وَلولَم تمسسهُ نارٌ نورٌعلی نورٍیهدیِ اللّهُ لنورِه من یشآءُ وَیضرِبُ اللهُ الأمثالَ للناس وَاللهُ بكلِّ شیءٍ عَلیم

پناه می برم به خداازشر شیطان رانده شده
بنام خداوند بخشنده مهربان
خدانورآسمانها وزمین است.داستان نورش به مشكاتی (چراغدان)ماند كه درآن روشن چراغی باشد وآن چراغ درمیان شیشه ای كه ارتلألؤ آن گویی ستاره ایست درخشان،كه ازروغن درخت پربركت زیتونی كه نه خاوری ونه باختری است برافروخته شودوبی آنكه آتشی زینت آن رابرافروزد خودبه خود روشنی بخشد،روشنی برروشنی است؛خداوندهركه راخواهد به نورخودراه نماید؛وخدای برای مردم مَثَلها می زند؛وخدای به همه چیزداناست.
(آیه سی و پنج سوره نور)

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
free counters
تاریخ راه اندازی کنتور: 1391/04/03
امکانات وب


بزرگترین لینک باکس مذهبی


مرکز بین المللی قرآنی جوانان

ExactSeek: Relevant Web Search

کاربران محترم، کامنت خودتون رو انگلیسی یا فنگلیشی بگذارید.ممنون

کاربران محترم، کامنت خودتون رو انگلیسی یا فنگلیشی بگذارید.ممنون